جستجو برای:
  • خانه
  • برنامه آموزشی
  • منابع آموزشی
    • کتابها
    • مقالات
  • اعضاء
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • تماس با ما
 

معرفی روانشناسی “خود”

ایده‌های اساسی روان‌شناسی “خود” که زیربنای و پایه آن تلقی می شوند، چیست؟

در هسته و کانون روانشناسی “خود”، مفهوم خودبودگی[1] قرار دارد. “خود” یک انتزاع نظری است که به مجموعه پیچیده ای از تجارب و تخیلات هر یک از ما در مورد خودمان و به آن شخصی که هستیم و احساس می کنیم که باید همانند همان شخص باشیم، اشاره دارد. این تجارب و تخیلات بر اساس الگوهای مهمی از باورها، احساسات، خاطرات و ارزش‌ها سازماندهی می‌شوند. این تصورات شناختی و عاطفی از خود، مرکز و محور تجربی و انگیزشی احساس ما از بودن و بودن با دیگران را تشکیل می دهد. در حالت ایده‌آل، این تجارب متنوعی که در شکل گیری “خود” نقش دارند، در یک کل منسجم سازماندهی می‌شوند، اما ثابت یا تغییرناپذیر نیستند. بلکه نوظهور و سیال هستند. تجربیاتی همچون سرزنده بودن[2]، انسجام[3]، تداوم، و ابتکار شخصی مشخصه ویژگی های اساسی مرکز تجربی ما، نوع حس ما در برابر “خود” است. احساس ما از “خود” به شدت به شرایط بستگی دارد و در درون شبکه ای  از روابط نهادینه شده است.

رویکرد اصلی گوش دادن و کاوش روان تحلیلگر “خود”، غرق شدن همدلانه در تجربه بیمار است. شهرت هاینز کوهات به همدلی است و از آن به عنوان “درون نگری غیرمستقیم” تعریف کرده است (کوهات، 2010). به عبارت دیگر، همدلی تا حد امکان، فرآیندی اغلب دشوار و آهسته از احساسات و افکار فرد  نسبت به تجربه ذهنی دیگری است. بنابراین درک یک نفر از چارچوب ارجاعی درون فرد دیگر انجام می شود.

کوهات بعداً این مفهوم را گسترش داد و همدلی را به عنوان شیوه ای از کشف تجربه یک شخص دیگر و هم راهی برای ارتباط با انسان دیگر، در نظر گرفت. به عنوان روشی برای کاوش، تحلیلگر به دنبال درک تجربه بیمار از  دنیای تجربی درونش  است که در حوزه تحلیل مشترک روانی بین دو نفر آشکار می شود. به عنوان شکلی از ارتباط، همدلی تحلیلگر، ارزشی که درتجربه شخصی بیمار آشکار می شود و همچنین پذیرش اساسی آن را به عنوان چیزی که قابل درک است، حتی اگر همیشه نادیده گرفته شده باشد را، به بیمار منتقل می کند. تعهد تحلیلگر به همدلی به عنوان روشی برای کاوش، و به عنوان شیوه ای برای ارتباط با بیمار، زمینه را برای انجام کل تحلیل فراهم می کند.

کوهات کشف کرد که نه تنها رشد “خود” و تجربه پایدار از خودبودگی سالم به نوع پاسخگویی و واکنش مراقبین در دوران کودکی و سایر افراد مهم در طول زندگی بستگی دارد، بلکه رشد “خود” بر تجربه دیگری به عنوان بخشی از “خود”، متکی است. خود همچنین برای انجام کارکردها و وظایف رشدی حیاتی، به در دسترس بودن عاطفی دیگران متکی است.. کوهات سه مسیر خاص از رشد و توسعه را شناسایی کرد که در امتداد آنها  توسعه “خود” می تواند با موفقیت آشکار شود. او آن‌ها را آیینه وارگی[4]، ایده‌آل‌سازی[5] و تجربه‌های همزادی[6] نامید (کوهات، 1971، 1977، 1984).

در مسیر آینه وارگی رشد، ما به دیگران نگاه می کنیم تا احساس کنیم واقعا شناخته و به دقت دیده شده ایم. در تجربه آینه وارگی کهن، ما وقتی که آبژه ستایش آمیز دیگری را می فهمیم، متحیر می شویم. در تجربه‌ی آینه وارگی پیشرفته تر، احساس می‌کنیم توسط کسی که خودمان را در او شناختیم، مورد تحسین قرار گرفتیم و حس ارزشمندی پیدا کردیم. یک تجربه آینه وارگی موفق به شکل گیری عزت نفس منسجم، قابل اعتماد و واقع بینانه و احساس ارزشمندی قوی کمک می کند.

در مسیر رشد ایده آل سازی، ما به دنبال کسی که او را آرام، قوی و عاقل می دانیم، هستیم. کسی که وقت خودش را برای حمایت و راهنمایی ما صرف می کند. این پیوند موفقیت آمیز مسیر ایده آل سازی با شخص دیگر، فرصت هایی را برای تسکین و بهبود شرایط ایجاد می کند که منجر به شکل گیری ظرفیتی قابل اعتماد برای تنظیم هیجان می شود.

در نهایت، در مسیر همزادی رشد، ما به دنبال یافتن تجربه و احساس یکسان در دیگری هستیم که به اشتراک گذاشته می شود، و سرانجام منجر به تثبیت تجربه شخصی می شود. ما به دنبال شناخت خود در دیگری هستیم و مشتاقیم که دیگری نیز “خود” را در ما بشناسد. ماهیت همزادی زمینه را برای ایجاد حس انسانیت مشترک و حس انسان بودن در بین انسان ها فراهم می کند.

در هر سه مسیر رشد مرتبط با تجربیات رابطه ای، توسعه  یک حس منسجم از “خود” تسهیل می شود و دیگری به عنوان بخشی از “خود” و به عنوان یک عنصر ضروری در حفظ “خود”، تجربه می شود. به این دلایل کوهات این روابط را روابط “خود آبژه”-[7] (کوهات، 1971، 1977، 1984) نامید. تجربیات “خود آبژه” ، نیازهای اساسی انسان مشابه نیاز به هوا و آب است. مانند گیاهانی که به سمت نور خورشید می چرخند، انسان ها نیز تلاش می کنند تا روابطی که در آن ها تجربیات “خود آبژه”  و رشد “خود” شکل می گیرد و یا رشدی که قبلا متوقف شده است از سر گرفته می شود را پیدا کنند. به این ترتیب، چنین تجربیاتی همه جا اتفاق می افتند و با توجه به واکنش دیگری، خود به خود ظاهر می شوند.

زیرا کوهات معتقد بود که واکنش احساسی دیگران – کسانی که در طول عمر فرصت هایی را برای تجارب “خود” آبژه فراهم می کنند – یک نیاز اساسی انسان است. او منشأ بیشتر رنج های انسان را در غیاب افراد قابل اعتماد و بااحساس و یا در حضور افرادی که به لحاظ احساسی و عاطفی ناسازگار هستند و درنهایت به ناکامی در یافتن تجارب “خود” آبژه پایدار و هماهنگ با دیگران منجر می شود، می داند. فقدان حس همدلی هماهنگ از سوی دیگران، منجر به شکست در ایجاد حس حیاتی، منسجم و پایدار از “خود” می شود. این عدم پاسخگویی و واکنش لازم، همراه با آسیب پذیری های ذاتی کودک، زمینه را برای اختلالات روانی، عاطفی و/یا رفتاری فراهم می کند. ناکامی در یافتن تجارب “خود آبژه” در سنین بلوغ که منجر به عواقب دنباله دار روان زخمی در ساختاربندی مستحکم “خود” و دیگری می شود، بافت های زخم عاطفی را در شکل گیری شخصیت خاص و اختلالات شخصیتی، ایجاد می کنند. برعکس، ترمیم روانی و عاطفی زمانی امکان پذیر است که فرصت یک تجربه “خود آبژه” قابل اعتماد با دیگری که از نظر احساسی پاسخگو و همدل است به وجود آید. این مفهوم سازی از رشد روانشناختی اساس همه اشکال درمان روانشناختی “خود” است (کوهات، 1984).

کوهات پیوند “خود آبژه”  با تحلیلگر را تشخیص داد و آن را انتقال “خود آبژه”  نامید. عمل انتقال دهی “خود آبژه”  مسیرهای رابطه‌ای هستند که در راستای رشد “خود”، در تحلیل، ایجاد و تسهیل می‌شوند. این سه مسیر رشد که کوهات به عنوان مسیرهای رشد “خود” شناسایی کرد، به شکل انتقال های خاص در محیط تحلیلی در آمده است. در انتقال آینه وارگی، بیماران به دنبال تجربه ای پایدار از تأیید و اعتبار هستند که باعث ایجاد عزت نفس مثبت و احساس عاملیت می شود. در انتقال ایده آل سازی، بیماران با این امید به دنبال آرامش و تسکین هستند که بتوانند ترکیبی از قدرت احساسی و قابلیت عاطفی تحلیلگر را تجربه کنند. در انتقال همزادی، بیماران به دنبال تجربه شباهت داشتن اساسی با تحلیلگر و درک شباهت داشتن تحلیلگر با خودشان، هستند. این امر منجر به ایجاد احساس انسانیت مشترک و تأیید اینکه بیمار خود را همانند شخص مقابلش می بیند، می شود. با ظهور نیازهای “خود آبژه”  بیماران و پاسخ مناسب توسط تحلیلگر، بازیابی، تثبیت و ساختاربندی تجربه “خود” رخ می دهد و نوع حس و تعریف نسبت به “خود”، آشکار و تقویت می شود.

کوهات دریافت که تجربیات محسوس از خود و دیگران – یا تخیلات ”خودآبژه” – بستر زندگی روانی را تشکیل می دهد. این تخیلات “خود آبژه” در ابتدای زندگی ایجاد می شود و الگویی برای ایجاد نوع حس و تعریف نسبت به “خود” و همچنین برای همه روابط است. با گذشت زمان، در تعامل با مراقبان و دیگران، این تخیلات اصلاح می‌شوند و به تدریج به مفاهیمی سنجیده، انطباقی و افزایش‌دهنده عزت نفس نسبت به “خود” و دیگران تبدیل می‌شوند. مطابق با مضامین “خود آبژه”  که در بالا توضیح داده شد، کوهات معتقد بود که مهمترین این تخیلات برای رشد “خود”، خیال پردازی های خود بزرگ بینی، انگاره[8] آرمان گرایانه از والدین، و جفت بودن در انتقال همزادی می باشند.

خود بزرگ بینی در قدیمی ترین نوع تعریفش، تجربه‌ای از “خود” را توصیف می‌کند که در آن کمال به “خود” نسبت داده می‌شود و تمام نقص‌ها به دیگری بازمی گردد. به همین ترتیب، کهنه‌ترین شکل تصویر آرمان گرایانه از والدین، تصویری از دیگری به‌عنوان یک شخص کامل است و “خود” تنها زمانی کامل می‌شود که با دیگری ادغام شود. کهن ترین شکل همزادی، متصور شدن از دیگری به عنوان فردی کاملا مشابه و همانند است.

هر سه نوع این خیال‌پردازی‌های “خود آبژه”  فرایند رشدی مشابهی را طی می کنند. در تعامل با مراقبان همدل و همنوا، این خیال پردازی های ”خودآبژه”، رشد  و در مراحل متناسب با سن تغییر می‌یابند تا با واقعیت پیچیده‌تر موجود، سازگار شوند. سپس این خیال پردازی‌های تغییریافته، مبنایی برای شکل گیری عزت‌نفس رشدیافته (آینه وارگی)، ایجاد ظرفیتی قابل اعتماد برای تسکین “خود” (ایده‌آل‌سازی) و تحقق حس اطمینان بخشی از انسان بودن در میان انسان‌ها (همزادی) تلقی می‌شوند. با این حال، در غیاب مراقبان همنوا، یا در رویارویی با گسیختگی های روان زخمی در پیوند با آنها، کودک نسخه های اولیه و قدیمی این تخیلات را حفظ می کند. در چنین مواردی، این خیال پردازی ها باعث اختلال در رشد یک حس سالم و درست نسبت به خود می شود. تا حدی که فرد حول خیال‌پردازی‌های کهنه “خود” و دیگری سازماندهی می شود، با احساس شکنندگی و آسیب‌پذیری دست و پنجه نرم می‌کند و مستعد از هم گسیختگی و یا فرسودگی خواهد بود. رفتارهای تدافعی برای حفظ حس نیمه رشد یافته “خود” و جلوگیری از فروپاشی و گسست به دلیل شکست های پیش بینی شده در همنوایی[9] یا ناامیدی آسیب زا از سوی افراد مورد نیاز، به کار گرفته می شوند.

کوهات همچنین دریافت که بیماران اغلب از احساس آسیب پذیری و آسیب روانی مجدد احتمالی که ممکن است با ظهور نیازهای “خود آبژه” در طول درمان پدیدار شود، می ترسند. بیماران ممکن است بترسند از اینکه صمیمیت عاطفی و فعال شدن مجدد نیازهای “خود آبژه” در رابطه با تحلیلگر منجر به درد و تکرار تجربیات دوران کودکی شود. بیمارانی که شکست‌های ”خودآبژه” را به طور قابل توجهی تجربه کرده اند یا نتوانستند با مراقبین همنوا شوند، ممکن بود از طریق راهبردهای روان‌شناختی و رفتاری که ارتباط عاطفی با تحلیلگر را انکار، بی‌ارزش، منحرف، یا خنثی می‌کند، از خودشان در برابر آسیب مجدد روانی محافظت کنند. بیماران از این راهبرد‌های دفاعی برای محافظت از “خود” آسیب‌پذیر در برابر آنچه ممکن است یک رابطه آسیب‌رسان با تحلیلگر تلقی شود، بهره می برند.

اگر تحلیلگر در یک رابطه پایدار، حمایتی و همدلانه، تفسیرهای مفید و مبتنی بر تجربیات شخصی از ترس های “خود” و تلاش های مربوطه محافظت از “خود” را به بیمار ارائه دهد، بیمار ممکن است در کنار تحلیلگر به اندازه کافی در برابر خطر فعال شدن مجدد اشتیاق و انگیزه برای رسیدن به نیازهای ”خودآبژه” احساس امنیت کند. به این ترتیب، تعابیر دفاعی در سایه بازگرداندن و توسعه انتقال “خود آبژه” مورد استفاده قرار می گیرد.

[1] Selfhood

[2] Vitality

[3] Coherence

[4] Mirroring

[5] Idealizing

[6] Twinship experiences

[7] Self-object

واژه آبژه در روانشناسی اولین بار توسط فروید مطرح شد که در ابتدا به مفهوم برآورده کننده نیاز اشاره داشت.

[8] imago

[9] Attunement

در تلگرام
کانال ما را دنبال کنید!
در اینستاگرام
ما را دنبال کنید!

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

جستجو برای:
دسته‌ها
  • روانشناسی خود
  • کارگاه ها
  • کتاب
  • مقالات
آخرین انتشارات
  • کتاب درمان سیستمیک اختلالات جنسی
  • کتاب روانشناسی خود بر اساس دیدگاه میان ذهنیتی
  • دوره جامع درمان اختلالات جنسی، مشهد، دکتر آرش رمضانی
  • دوره جامع اختلالات جنسی، تهران، دکتر آرش رمضانی
  • فصل 12 کتاب درمان سیستمیک اختلالات جنسی: جنسینگی و روانشناسی خود بر اساس دیدگاه میان ذهنیتی + pdf

ISP

ورود

  • بازگشت به خانه
  • |
  • فراموشی رمزعبور
  • |
  • ثبت‌نام

ورود

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

هنوز عضو نشده اید؟ عضویت در سایت